سيد جعفر شهيدى

32

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي )

سى و ششم نوشته‌اند « 1 » در صورتى كه اگر ولادت آن حضرت را سال چهل و هشتم بدانيم ( چنان كه بعض قرينه‌ها آن را تأييد ميكنند ) بىهيچ اشكال ميتوان گفت مولد او مدينه بوده است . 2 - قرينهء ديگرى كه پژوهش‌كننده را دربارهء سال ولادت امام عليه السلام ( چنان كه مشهور پذيرفته‌اند ) ، دچار ترديد مىسازد و قبول كردن سال سى و هشتم هجرى را ناممكن و يا لااقل بعيد مينماياند ، اين ستكه سپاهيان پسر سعد با خاندان دختر زاده پيغمبر رفتارى را كه با كافران حربى ميكنند پيش گرفتند . كسانى از آنان را كه به سنّ بلوغ رسيده بودند ، كشتند و زنان و كودكان خردسال را اسير كردند . و گويند آنچه سبب شد على بن الحسين عليه السلام را به قتل نرسانند خردسالى او بود « 2 » . طبرى در گزارش مجلس پسر زياد چنين نويسد : عبيد الله چون به على بن حسين نگريست يكى از سپاهيان را گفت : ببين اين پسر بالغ شده است ؟ او گفت آرى ! پسر زياد گفت گردن او را بزنيد ! على بن الحسين گفت اگر ميان تو و اين زنان خويشاوندى است پس مردى امين را با آنان بفرست ! پسر زياد ( چنان كه گوئى شرم زده شده است ) گفت تو همراه آنان خواهى بود ! « 3 » و نيز نويسد آنكه ابن زياد به دو چنين دستورى داد مرّى بن معاذ احمرى بود « 4 » و نيز از گفتهء حميد بن مسلم چنين نويسد : من ( در روز عاشورا ) نزد على بن حسين الاصغر رفتم او بيمار و بر بستر افتاده بود . در اين هنگام شمر با گروه خود نزديك شد . او را گفتند اين را بكشيم ؟ ( على بن حسين را ) من گفتم سبحان اللّه آيا شما كودكان را هم مىكشيد ؟ اين كودك است ! سپس هر كس به دو نزديك شد همين را گفتم تا عمر سعد رسيد . و گفت كسى به خيمهء زنان نرود و اين كودك بيمار را هم آزار نرساند « 5 » و باز نويسد و على بن الحسين را خرد شمردند و كشته نشد « 6 » و بلاذرى نويسد :

--> ( 1 ) . بحار ج 46 ص 13 ( 2 ) . نگاه كنيد به تاريخ گزيده طبع ليدن ص 204 - 208 ( 3 ) . طبرى ص 372 بخش 2 - مقتل خوارزمى ج 2 ص 42 - 43 ( 4 ) . ص 373 . مقتل خوارزمى ج 2 ص 43 ( 5 ) . طبرى ص 367 بخش 2 حوادث سال 61 ( 6 ) . طبرى ص 387 بخش 2